تبليغاتX
هستی بود و زمزمه ای...

هستی بود و زمزمه ای...

ون گوگ

 

 

   " ونسان ون گوگ " از اينكه فقط نقاشي مي كرد بي اندازه شاد و  خوشبخت بود. حتي يك عدد ازتابلوهايش به فروش نمي رفت، هيچكس از او قدرداني نمي كرد، تا سرحد مرگ هم گرسنه بود، زيرا پولي كه برادرش به او مي داد، فقط براي خريد اندكي غذاي بخور و نمير كفايت مي كرد.

او چهار روز در هفته روزه ميگرفت و سه روز غذا مي خورد. اگر آن چهار روز را روزه نمي گرفت، آن وقت با چه پولي بوم نقاشي و رنگ و قلم مو تهيه مي كرد؟

ولي او بي اندازه خوشبخت و آكنده از نيرو بود.

 

هنگامي كه مرد فقط سي و سه سال داشت. روزي كه به ديرينه ترين آرزويش كه نقاشي تابلوي « طلوع آفتاب » بود جامه عمل پوشاند، نامه اي به اين مضمون نوشت:

« كار من انجام شد. من راضي و خرسند هستم. من اين دنيا را با رضايت خاطر كامل ترك مي كنم. »

 

او به طور كامل زندگي كرد. او شمع زندگي اش را از هر دو طرف با شدت و حدت تمام سوزاند.

 

***

 

  اين روزا عجيب دلم مي خواد زوربا باشم . يه زورباي به تمام معنا.

  ولي دريغ....

  زوربا بودن وجود مي خواد ... نه؟...

 

***

ژری تایلر : زندگی مانند لبخند ژوکوند است . در نظر اول به روی بیننده تبسم می کند اما اگر در او دقیق شوی می گرید.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/22ساعت 13:0  توسط نسرین  | 

خودکشی

 

 

 آدم ها و بويناكي دنياهاشان يكسر

 

  دوزخي ست در كتابي

 

    كه من آن را

 

                 لغت به لغت از بر كردم

 

 تا راز بلند انزوا را دريابم

 

 راز عميق چاه را

 

 از ابتذال عطش

 

 احمد شاملو

 

***

 

 دكتر فرانكل – روانپزشك -  زماني كه با بيماري مواجه مي شد كه از درد و غم مي ناليد و از زندگي نااميدانه شكوه سرمي داد تنها يك سوال مي كرد : چرا با اين اوضاع خودكشي نمي كني؟

 و بيمار در جواب به بهانه اي كه باعث ميشد او به زندگي ادامه دهد  اشاره مي كرد مانند عشق به شخصي خاص – استعدادي كه به واسطه آن  مي توانست به جايي برسد – انتظاري كه با اميد همراه بود و يا حتي خاطراتي از گذشته كه باعث دلخوشي  او در زمان حال ميشد

و دكتر از همين بهانه ها براي درمان بيمار استفاده مي كرد

برگرفته از كتاب انسان در جستجوي معنا

   ***

ولي آيا افرادي كه دست به خودكشي مي زنند واقعن هيچ بهانه اي براي ادامه زندگي ندارند؟

يا به دلايلي قادر به ديدن بهانه هاي زيستن نيستند؟

البته به قول كامو هر انسان سالمي حتمن در طول زندگي خود به خودكشي انديشيده است .

  ***

دوركيم – از جامعه شناسان كلاسيك – براي اولين بار به پديده خودكشي از ديدگاه جامعه شناسي پرداخت .

خودكشي طبق نظريه وي به  سه نوع:

  1 – خودخواهانه (خودكشي به دلايل شخصي )

  2- ديگرخواهانه (خودكشي به خاطر ديگران )

و 3 – آنومي (خودكشي به دليل هرج و مرج و بي هنجاري در جامعه) تقسيم مي شود.

البته اين نوع دسته بندي جاي بحث داره .

***

همچنين ميشه خودكشي رو به سه نوع :

1-    خودكشي موفق: كه اقدام به خودكشي موجب مرگ ميشه

2-     خودكشي ناموفق : نجات يافتن از مرگ

3-   خودكشي مزمن يا پنهان : آمار خودكشي در اين نوع بسيار بيشتر از انواع ديگر آن است .  شايد بتوان اين نوع خودكشي را خودكشي محترمانه نيز ناميد.  در اين مورد فرد با اينكه از عواقب بعضي رفتارها يا عادات آگاهي دارد ولي  همچنان به عمل خود ادامه مي دهد . مانند اعتياد به مواد مخدر – الكل . همچنين رعايت رژيم غذايي خاص و به موقع مصرف نكردن دارو جهت رفع بيماري (كه اين نوع رفتار در سالمندان به وفور مشاهده مي شود ) را مي توان در اين دسته بندي قرار داد.

***

جالب است بدانيم كه سفيد پوستان بيشتر از رنگين پوستان خودكشي مي كنند و آمار خودكشي در افرادي كه از كشوري به كشور ديگر مهاجرت مي نمايند بيشتر است.

 

مردان سه برابر بیشتر از زنان ، خودكشي موفق دارند و زنان چهار برابر بيشتر از مردان اقدام به خودكشي مي كنند و نجات مي يابد و يا اينكه تظاهر به خودكشي مي كنند (خواهش مي كنم از اين موضوع به راحتي عبور نكنيد زنان به ميزان بالايي تظاهر به خودكشي مي كنند چرا؟؟؟)

اكثر خودكشي هاي انجام گرفته در ميان زنان در سنين 20 تا 30 سالگي و در مردان بعد از 30 سالگي است . همچنين خودكشي در ميان افراد مجرد و يا مطلقه و تنها بيشتر از افراد متاهل است .

لازم به ذكر است خودكشي در ميان زنان متاهل بيشتر از مردان متاهل ميباشد .

غم انگيز است بدانيم آمار خودكشي زنان در ايران رو به افزايش است و از اين نظر ايران پس از چين و هندوستان در رتبه سوم قرار دارد.

آيا اين  به دليل ساختار سنتي و ديد غلطي كه نسبت به جنس مونث در جامعه ما مشاهده مي شود نيست؟ آيا اين درست نيست كه بگوييم زنان قرباني افكار پوسيده و هنجارهاي اشتباه جامعه ايراني هستند؟ اميدارم فيلم عروس آتش رو ديده باشيد .

استان هاي  ايلام. لرستان. چهار محال بختياري . كهگيلويه . گلستان . اردبيل . كرمان . بوشهر  و فارس آمار بالايي از خودسوزي دختران رو به خود اختصاص داده اند.

خوب... امكانات تحصيلي و ارتباطي روز به روز پيشرفت مي كنه و فرهنگ سرجاي خودش درجا مي زنه . ميشه همين ديگه

به عقيده روانشناسان عمده ترين دليل خودكشي افسردگي ست .

همچنين بي معنا شدن زندگي و به پوچي رسيدن.

از كمال گرايي مفرط هم ميشود به عنوان يكي از عوامل دست زدن به خودكشي نام برد . اينكه آدمي در هيچ شرايطي راضي نيست و احساس مي كند كه به كمال مطلوب نرسيده و نمي رسد و مرگ را ترجيح مي دهد.

در هرصورت از ديدگاه پديدارشناسي اگر بخواهيم اين پديده را بررسي كنيم فقط و فقط درصورتي به نتيجه خواهيم رسيد كه در شرايط زندگي فردي كه دست به خودكشي زده است زيسته باشيم .

  ***

 

در پايان ياد مي كنيم از تني چند از نويسندگان و افراد بزرگي كه دست به خودكشي زده اند:

ويرجينيا ولف .  صادق هدايت ونگوگ . ولاديمير ماياكوفسكي . ارنست همينگوي . غزاله عليزاده . سيلويا پلات .رومن گاري. براتيگان . استيگ داگرمن . ساويسا مهوار

  ***

  

نيچه: انديشه ي خودكشي مسكني قوي است : با آن چه شب هاي تلخی را می شود سر کرد .  

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/06ساعت 8:16  توسط نسرین  |