بیندیشیم
۱-
* ساده است نوازش سگی ولگرد
شاهد آن بودن که چگونه زیر غلتکی می رود
و گفتن که ((سگ من نبود))
مارگوت بیکل
+++
اینقدر این شعر گویاست و خود کلماتش فریاد می زنن که ترجیح میدم سکوت کنم و ازتون بخوام کمی به بی تفاوتی که داره گریبانگیرمون میشه فکر کنیم...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۲ -
* می تازیم می تازیم
با اسب تیزپای زمان
چون عقربک های ساعت گرد خویش
پرغرور از فتح شکست ها
همچنان می تازیم
روزها ......... ماه ها ............ سالها ........
بی توقف بی درنگ
بالا و پایین دنگ.........دنگ
علی مقدم
+++
جالبه که گاهی شکست و پیروزی رو با هم اشتباه می گیریم - تو یه موقعیت پر از ابهام قرار میگیریم
احساس پیروزی بهمون دست میده ولی بعد میبینیم که نه... انگار یه جاهایی له شدیم - یه جاهایی شکستیم - یه جاهایی خودمونو خوار و ذلیل کردیم و هنوز چسبیدیم به غرور مزخرف و بی جا و بی مصرفمون
و گاهی
فکر می کنیم شکست خوردیم ولی بعد از یه مدت میبینیم که نه... پیروز میدون بودیم و خبر نداشتیم - چه تجربه هایی به دست آوردیم آبدیده شدیم و قوی تر از گذشته...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۳ -
* آنگاه که رودخانه طغیان آغاز کرد
بسا کسان که به کوه پناه بردند
و کسانی هم بودند که به خود گفتند : رسوب سیل زمین ما را حاصلخیز می سازد
و برخی دیگر به خود گفتند :
و اینک ویرانی
و بعضی هم بودند که به خود
((هیچ نگفتند))
+++
تو جزء کدوم دسته ای؟ فکر کن....
من که احتمالن جزء دسته آخرم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۴ -
* مردم گروه ساقط مردم
دلمرده و تکیده و مبهوت
در زیر بار شوم جسدهاشان
از غربتی به غربت دیگر می رفتند
و میل دردناک جنایت
در دست هاشان متورم می شد
.....
فروغ فرخزاد
+++
بین این شعر فروغ که مربوط به ۴۰ یا ۵۰ سال پیشه با وضعیت کنونی جامعه خودمون چه شباهتی می بینی؟
((دلمرده و تکیده و مبهوت .... میل دردناک جنایت .... گروه ساقط مردم....))
مثل پتکی که می خوره تو سر آدم
من سردم شده...
